Satan_black6@
تنهایی
الان و همین لحظه داشتم به تک تک نظرات و وبلاگ کسایی که تا امروز فک میکردم منو یادشون رفته که صد البته رفته نگاه میکردم.چه غمی از تک تک کلماتمون بلند میشد...به شخصه میدونم هنوزم اون غم هست ،یه گوشه از دلمون نشسته وتکیه داده به قلب شکستمونیاد شخصی افتادم که ده سال از بهترین روزام با اون بود ،یادخنده ،گریه .یاد دعوای اخرمون....یاد تهرانپارس ،فلکه سوم،کانکس پلیس که برام شده بود نشونه به طرف خونت...ده سال از بچگیم،نوجونیم با تو گذشت،میدونم نه نمیدونیکه هنوز به ذهن خستم میا
برچسب: نویسنده: یوسف صالحپور تاريخ: يکشنبه 21 تير 1405 ساعت: 21:20
Satan_black6@
شفاف سازی
الان تو قسمت نظرات یه نظر خصوصی بود که حالمو گرفت.میخوام شفاف سازی کنم ،من قبل ازدواج و دوران دانشجویی ،چه قبل دانشجو شدن یه نفر تو زندگیم بود به اسم مهدی قاسمی ،بچه تهران تهران پارس، مدت ده سال رفیق بودیم تا پای خواستگاری و نامزدی هم رفتیم ،اما به دلایلی بهم خورد .ضربه جدایی برای من و اون اقا شدید بود چون این جدایی به خواست ما نبود.من به خاطر اخلاق مردونه ای که داشتم بیشتر دوستانم پسر بودن (متسفانه داخل ایران اگر دوست معمولی دختر یا پسر هم داشته باشی به چشم خراب و
برچسب: نویسنده: یوسف صالحپور تاريخ: يکشنبه 21 تير 1405 ساعت: 21:20